لایحه دفاعیه فریب در ازدواج ( تدلیس در ازدواج )

جستجو
آنچه در این مقاله خواهید خواند
شبکه های اجتماعی
لایحه دفاعیه فریب در ازدواج

لایحه دفاعیه فریب در ازدواج از طرف یکی از زوجین تنظیم و به دادگاه ارائه می شود. در این سند یکی از طرفین ازدواج، به منظور دفاع در برابر اتهام فریب، دلایل و مستندات خود را به دادگاه ارائه می‌کند. این لایحه شامل توضیحاتی درباره صحت نیت و رفتار وی در زمان ازدواج و رد اتهامات مطرح شده می‌باشد. در ادامه می‌توانید نمونه ای از لایحه دفاعیه تدلیس در ازدواج را مطالعه نمایید.

لایحه دفاعیه فریب در ازدواج

بسمه تعالی

تاریخ: ……

ریاست محترم و دانشمند دیوانعالی کشور

با اهداء سلام و عرض ادب

با عنایت به اینکه دادگاه تجدیدنظر استان …… بدون توجه به اظهارات و مدافعات معنونه در لایحه تجدیدنظر خواهی و بدون مداقه در ایرادات وارده بر نحوه رسیدگی دادگاه نخستین، بلافاصله پس از ارجاع پرونده در همان تاریخ ارجاع مبادرت به رد دعوی تجدیدنظر خواهی بدون ارجاع امر به پزشکی قانونی در خصوص فسخ نکاح نموده و موجبات تضییع حقوق موکل را فراهم آورده است.

اینک در مهلت مقرر قانونی، معترض بوده اظهارات دلائل و مدافعاتی که موجبات نقض رأی صادره و صدور حکم بـر تنفیذ و اعلام فسخ نکاح را مدلل می‌دارد، به شرح ذیل معروض می‌دارد.

ضمن توجه دادن قضات محترم دیوانعالی کشور به یک رأی اصراری از هیئت عمومی دیوانعالی کشور شماره ۳- ۱۳۸۶ پیوست این لایحه به استحضار می‌رساند در اولین جلسه دادرسی تشکیل شده در دادگاه نخستین مورخه …… ساعت ۸ صبح طی لایحه‌ای که ضم پرونده است مفصلاً خواسته را بدین نحو تبیین نمودم:

اعلام فسخ نکاح منعقده مورخه ۸۹/۴/۶ به جهات:
 الف: تدلیس
 ب: تخلف از وصف بنائی و عدم سلامت زوجه (۱۱۲۸ قانون مدنی)
 ج: بند ۳ ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی است.

موکل اعلام داشته زوجه محترمه درحدوده بسیار زیادی از ناحیه پشت کمر دارای بیماری پوستی است به ترتیبی که پوست کاملاً سیاه می‌باشد، لذا توسعه و انتشار نقاط سیاه پوستی بر اساس اظهار موکل، کاملاً غالب بر نقاط سفید پوستی در این شرایط موکل نکاح را فسخ شده از طرف خود اعلام نموده و به زوجه محترمه صراحتاً اعلام داشته که او را نمی‌خواهد.

بعد از جلسه دادرسی بدون ارجاع امر به پزشکی قانونی و بی‌درنگ با حکم صادره مواجه شدیم، چنانچه از ابتدای رأی انشاء شده را تا انتها ملاحظه بفرمایید. سراسر اظهارات خوانده است که صرفنظر از صحت و سقم ملاک صدور رأی قرار گرفته است.

در رأی چنین آمده که وکیل محترم خوانده اظهار داشت. موکل یک ماه گرفتگی کوچک دارد و بسیار ناچیز است از عیوب فسخ نکاح نیست و خواهان و پدرش نزد دکتر …… رفتند. دکتر …… اعلام کرده این دختر سالم و نتیجه آنکه دعوا را بر اساس همین اظهارات خوانده رد نموده. یعنی دائر و مدار صدور حکم و مبنای رد دعوا همین اظهارات خوانده قرار گرفته.

صرف نظر از اینکه آیا دفاع خوانده در مقام یک ادعا مبنی بر اینکه ماه گرفتگی است (و ناچیز است) در تقابل با اظهارات موکل و درخواست وی برای معرفی زوجه به پزشکی قانونی بایستی اثبات شود یا خیر؟ و اینکه آیا اظهارات خوانده بدون دلیل می‌تواند مستند یک رأی قرار گیرد یا خیر؟ اگر این طور است چرا براساس اظهارات موکل رأی انشاء نشده؟ پر واضح است که رأی دادگاه نمی‌تواند صرفاً بر پایه اظهارات و ادعاهای یک طرف انشاء و بنا .‌شود. رأی می‌بایستی مستند و مستدل باشد آیا اظهارات خوانده دعوی به تنهایی می‌تواند مستند رد دعوی باشد؟ پس اصل تناظر چه جایگاهی دارد؟

اینکه خوانده بگوید با شوهرم رفتیم دکتر، دکتر گفت مشکلی نیست. بدون تحقیق و بدون تأیید موکل، آیا می‌تواند مستند رد دعوی قرار گیرد؟ قضات محترم تجدیدنظر استحضار دارند، اصل تناظر ایجاب می‌نماید که اصحاب دعوی بتوانند تمام آنچه را که در رسیدن به خواسته‌های خود و کشف واقع لازم و مفید می‌دانند اعم از ادعاها، ادله و استدلالات به اطلاع قاضی محکمه برسانند. از جمله معرفی زوجه به پزشکی قانونی و استماع شهادت شهود موکل، به جهت احراز اعلام فسخ بنا به جهاتی که فوقاً گذشت و در صورت جلسه دادرسی منعکس شده لذا واگذاری امری که امروزه در صلاحیت پزشکان متخصص پزشکی قانونی است به یک شخص خانم  …… متخصص دفتری (حسب مسموع) به نظر صحیح نمی‌رسد.

هرچند کارمند دفتری خانم …… پس از مشاهده ضایعه و بیماری پوستی فرجام خوانده آن را در صورتجلسه منعکس نموده تأیید ضایعه و بیماری پوستی لیکن از حیث تشخیص نوع بیماری پوستی و …… و میزان توسعه آن کارمند دادگاه فقط براساس اظهارات فرجام خوانده مطالبی را در صورتجلسه منعکس نموده است که مورد قبول نمی‌باشد. و می‌بایستی (به پزشکی قانونی ارجاع گردد). دادگاه محترم نخستین برای حل مناقشه بین این اصحاب دعوی می‌بایستی موضوع را به پزشکی قانونی ارجاع می‌دادند این قاعده دادرسی غیرقابل اجتناب است که دادگاه نمی‌بایستی صرفاً براساس شنیده‌ها و اظهارات یک طرف، مبادرت به انشاء رأی نماید.

دادگاه محترم نخستین چنین استدلال نموده که این مورد موردی که به پزشکی قانونی هم ارجاع نشد از موجبات فسخ نکاح نیست. در شرایطی که در اولین جلسه دادرسی به موجب لایحه خواسته فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و تخلف از وصف بنایی و عدم سلامت زوجه و … را درخواست نمودیم استحضار دارید فسخ نکاح به جهت تخلف از وصف بنایی و عدم سلامت زوجه ( ۱۱۲۸ قانون مدنی) غیر از موارد تصریح شده برای فسخ نکاح اس. تخلف از وصف بنائی و عدم سلامت زوجه، صرف نظر از تدلیس و عدم و غیرعمد زوجه در اطلاع رسانی خود موجب علیحده‌ای برای فسخ نکاح است که مورد عنایت دادگاه محترم نخستین قرار نگرفته است.

از طرفی بعد از صدور حکم پرونده مورد مطالعه قرار گرفت مشخص گردید که دادگاه نخستین به جای پزشکی قانونی، خوانده محترم را برای معاینه به احدی از کارمندان خانم دفتری یا فردی دیگر (حسب اطلاع) آن هم غیر متخصص و نامشخص معرفی نمودند. شخص معاینه کننده نامشخص (حداقل) برای موکل و بنده در صورتجلسه …… چنین نوشته است که با ملاحظه پشت بدن خانم که گفته شده بود ماه گرفتگی است از گردن تا … حدود یک سوم به صورت کبودی می‌باشد.

• سوال؟

آیا در عصر پیشرفت علم و تکنولوژی و با وجود پزشکان متخصص و فوق تخصص پوست در پزشکی قانونی، می‌توان بررسی بیماری پوستی را به شخص غیر متخصص که یک واحد پزشکی پاس ننموده واگذار نمود؟ هر چند نظریه پزشکی به عنوان یک کارشناس، جنبه طریقت داشته و قابل عدول است، ولی همه واقفیم که پزشکی قانونی با ارائه نظر پزشکی به گونه‌ای در مسند داوری و قضاوت مینشیند و نظر او می‌تواند مستند رأی دادگاه قرار گیرد حال آیا می‌توانیم

داوری و قضاوت تخصصی را به یک شخص غیر متخصص واگذار نماییم؟

همین غیر متخصص بودن معاینه کننده است که:

اولاً- باعث شده در صورتجلسه بنویسد که گفته شده ماه گرفتگی است، یعنی خود نمی‌تواند تشخیص دهد چه نوع بیماری پوستی است، که بایستی نقل قول خوانده را در صورتجلسه درج نماید.

ثانیاً- به چه دلیلی دادگاه محترم نخستین به این معاینه در رأی خود استناد نموده؟ زیرا چگونه می‌توان نظر یک غیر متخصص را با وجود پزشک قانونی و متخصصین مربوطه، به عنوان مستند رد دعوی استفاده نمود؟ از اینرو ارجاع موضوع به پزشکی قانونی اجتناب ناپذیر بوده زیرا قانونگذار پزشکی قانونی را به عنوان امین در ارائه نظریه پزشکی شناسائی نموده نه اظهارات خوانده و غیر متخصص را؟

اگر قرار بود اظهارات و ادعای خوانده ملاک دعوا قرار بگیرد؟ چرا دادخواهی در دادگاه صورت پذیرد و چه لزومی به طرح دعوا بود؟ تقاضای قانونی موکل براساس قانون معرفی زوجـه بـه پزشکی قانونی بوده، بعلاوه اینکه حسب اظهارات موکل، بیماری پوستی یاد شده بیش از یک سوم ناحیه پشت است که پزشکی قانونی نظر می‌دهد. به همین جهت بود که در جلسه اول دادرسی معرفی زوجه محترمه به پزشکی قانونی از حیث تشخیص و احراز نـوع بیماری پوستی و همچنین از حیث میزان توسعه و انتشار بیماری پوستی و محل آن درخواست گردید.

به هر روی، گل اندود نمودند چهره حقیقت، کاری است بسیار سهل، و زدودن آن از این چهره کاری است بس صعب و دشوار.

ضمن عرض پوزش از اطاله کلام، توجه قضات محترم دادگاه محترم تجدیدنظر را به لایحه شخصی موکل، که شخصاً برای دادخواهی تقریر نموده، جلب می‌نماید. تعیین وقت رسیدگی معرفی زوجه محترمه به پزشکی قانونی و نهایتاً نقض رأی صادره بنا به جهات اشعاری مورد استدعاست. مطالب و اظهارات موکل به شرح مرقومه پیوست تقدیم می‌گردد، به جهت تنویر موضوع تقاضای مطالعه دارد.

با کمال احترام

نام و نام خانوادگی

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *