لایحه تجدید نظر خواهی قرار عدم صلاحیت

جستجو
آنچه در این مقاله خواهید خواند
شبکه های اجتماعی
لایحه تجدید نظر خواهی قرار عدم صلاحیت

لایحه تجدید نظر خواهی قرار عدم صلاحیت، سندی حقوقی است که در صورتی تنظیم می‌شود که دادگاهی به این نتیجه برسد که صلاحیت رسیدگی به دعوای مطروحه را ندارد و پرونده را به دادگاه دیگری ارجاع دهد. در این حالت، چنانچه شخص خواهان یا خوانده با این تصمیم موافق نباشد، می‌تواند با تنظیم لایحه تجدیدنظرخواهی، از دادگاه تجدیدنظر بخواهد که این قرار را نقض کرده و پرونده را مجدداً به دادگاه اولیه ارجاع دهد یا اینکه صلاحیت رسیدگی را به دادگاه دیگری بدهد.

نمونه لایحه تجدید نظر خواهی قرار عدم صلاحیت

نمونه لایحه تجدید نظر خواهی قرار عدم صلاحیت

ریاست محترم شعبه مرجوع الیه دادگاه تجدیدنظر استان ……

از طریق شعبه …… دادگاه عمومی حقوقی ……

سلام علیکم

با احترام، و اختیار حاصله از مدلول یک برگ وکالتنامه ملصق به تمبر مالیاتی مرحله تجدید نظر و به وکالت از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای / خانم …… در برابر تجدیدنظر خوانده آقای / خانم …… به استناد بندهای …… و …… از بنود حصری ذیل ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م. خاطر عالی را مستحضر می‌دارد؛

رأی مندرج در دادنامه شماره …… مورخ …… بتاریخ ابلاغ …… متضمن رد دعوى موکل بخواسته پرداخت قیمت روز یک قطعه زمین داخل طرح بزرگراه و فضای سبز حاشیه خالی از اعتبار قانونی بوده و مآلاً سزاوار نقض و از هم گسیختن است. مقدمتاً و خلاصتاً مطالبی از باب نیک اندیشی و اخذ نتیجه مطلوب‌تر به استحضار رسانده و جیز‌های که باید بدواً در ابتدا و از نمای نزدیک مورد تأمل و امعان نظر قرار گیرد استدلال فاقد استغنای حقوقی ریاست محترم محکمه بدوی می‌باشد.

قطع نظر از آنکه بدور از عدل و انصاف است. پذیرش آن بر قوه تصور ثقیل می‌آید و قبول آن هم از طریق حکمت و هـم سـبیل معرفت میسور نمی‌باشد. نگارنده معتقد است.

قلم همواره در کنار حقیقت آرام می‌گیرد و لا تقف مالیس لک به ‌علم در این خصوص ربط انشائی خواهد یافت و عظمت اشکال استدلال و استنادات محکمه نخستین زمانی آشکارتر خواهد شد که با اندکی ذوق و استشمام اثبات شود احتجاج معموله ناشی از سوء استنباط دون شأن یک مقام قضائی و امر خطیر قضاوت بوده که با «‌دیدن»، «‌شنیدن»، «‌خواندن و بالاخره «‌سنجیدن مصداق می‌یابد چه به هر طریق عدالت به معنای اجرای دقیق قانون و قراردادن هر چیز در وضع شایسته و قانونی آن است که در موضوع مانحن فیه چنین نشده و از احقاق حق استنکاف شده است.

چه مالکیت موکلین حسب مستندات ابرازی نسبت به زمین ادعایی محرز است، و حسب نظریه کارشناسان منتخب در پرونده کلاسه …… شعبه …… دادگاه عمومی ‌…… و توافقنامه ابرازی از ناحیه موکل بعنوان تجدیدنظرخواه که حکایت از توافق مالکین مشاعی پلاک ثبتی …… مذکور با شهرداری را دارد مؤید تصرفات تجدیدنظر خوانده در زمین متنازع فیه می‌باشد و رأی وحدت رویه استنادی دادگاه بدوی با توجه به تصرفات شهرداری فاقد محمل قانونی بوده و دعوی مطروحه در صلاحیت محاکم عمومی می‌باشد. نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته و اعاده پرونده جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی مزید امتنان خواهد بود.

با تشکر و تجدید احترام

وکیل ……

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *