لایحه دفاعیه در پرونده تخریب فنس کشی زمین

جستجو
آنچه در این مقاله خواهید خواند
شبکه های اجتماعی
لایحه دفاعیه در پرونده تخریب فنس کشی زمین

لایحه دفاعیه در پرونده تخریب فنس کشی زمین، یک سند قانونی است که توسط متهم یا وکیل او به دادگاه ارائه می‌شود. در این لایحه، متهم به دفاع از خود در برابر اتهام تخریب فنس‌کشی زمین می‌پردازد. این لایحه شامل توضیحات، دلایل و مدارکی است که نشان می‌دهد متهم در تخریب فنس نقشی نداشته، یا اقدام وی موجه و قانونی بوده است. در ادامه لایحه دفاعیه در پرونده تخریب فنس کشی زمین را مشاهده می‌کنید.

تنظیم لایحه دفاعیه در پرونده تخریب فنس کشی زمین

رئیس کل محترم دادگستری استان ……

سلام علیکم؛

احتراماً؛ حسب اظهار آقای ب. فرزند ح.، نامبرده به دلیل تخریب فنس کشی زمینی که مدعی است، متعلق به ایشان بوده و فرزندش بدون اذن به آقای غ. وکیل دادگستری فروخته است، به تحمل سه سال حبس؛ علی رغم فلج بودن نیمی از بدن، و هشتاد سال سن محکوم گردید، و به ادعای ایشان دایر بر مالکیت زمین و مجعول بودن سند توجه نگردید با مطالعه پرونده ذیلاً گزارش اقدامات انجام شده به استحضار می‌رسد؛

آقای غ. در تاریخ …… طی شکوائیه‌ای علیه آقایان ب. و فرزندش م. و ج. و فرد دیگری بیان داشت؛ نامبردگان با ورود در زمین ایشان مدعی گردیدند، معامله زمین از طریق کلاهبرداری بوده و تهدید به تخریب میله‌های کاشته شده جهت فنس کشی نمودند. بعد از مدتی متوجه شدند میله‌ها فنس و بتن با وسایل مکانیکی تخریب گردید.

ضمناً به جهت ورود به عنف، تهدید به قتل و توهین و فحاشی نیز طرح شکایت نمود و علاوه بر ب. و م. آقای الف. افراد ناشناس را نیز در موارد مطروحه دخیل دانست.

(رئیس حوزه قضائی) شکوائیه را جهت انجام تحقیقات به مرجع انتظامی ارسال نمود. نتیجه گزارش مرجع انتظامی از بازدید محل حاکی است، تعداد ۵۲ عدد میله آهنی به طول دو متر روی بتن به طول ۱۳۵ متر کاشته شده بود که تخریب گردیده و روی زمین ریخته شده بود، خانم ح. در مقام شهادت در دادگاه بیان داشت؛ آقای ب. گفتند اگر فنس کشی کند من خراب می‌کنم.

آقای ق. نیز به عنوان شاهد بیان داشت که شاهد بود، آقای ب. به آقای ح. گفتند که کلاهبرداری کرده است و اگر اینجا فنس بکشی من همه را خراب می‌کنم. هر دو شاهد صرفاً به تهدید، تخریب، شهادت دادند و به لحاظ این که میله‌های کاشته شده تخریب گردیده بود، خود نتیجه گرفتند که آقای ب. ج. مبادرت به تخریب نموده است.

دادگاه در تاریخ …… موضوع تخریب را به آقای ب. ج. تفهیم نمود، ایشان بیان نمود؛ میله‌ها را خراب کردم، زیرا ایشان زمین مرا تصرف کرد. زمین مال خودم است. اگر دادگاه میآمدم چند ماه طول می­کشید. به همین دلیل خودم راساً خراب کردم. البته همه را خودم خراب نکردم، مقداری را خراب کردم تا دیگر تصرف نکند. در مورخه …… جلسه دادگاه تشکیل گردید.

آقای ب. ج.. مجدداً بیان داشت هیچ زمینی را به فرزندش الف. صلح نکرده‌ام، شاکی (آقای غ . ح) و فرزندم مال مرا به کلاهبرداری بردند. متعاقباً آقای ب. ج. طی شکوائیه‌ای در تاریخ …… از آقای غ. ح. و فرزند خود، آقای الف. ج. به جهت تبانی برای بردن مال ایشان طرح شکایت نمود و در مرجع انتظامی آقای ح. ع. به صحت اظهارات شاکی شهادت نمود،

آقای غ. ح. در جلسه دادگاه دفاعاً بیان داشت قطعه زمینی را از ورثه مرحوم ر. ع. خریداری نموده که در ضلع شرقی زمین آقای ب. ج. یک قطعه زمین به مساحت تقریبی پنج هزار متر می‌باشد. شخصی که خود را الف. معرفی کرد، داخل زمین مورد ادعای ب. ج. چادر نصب کرد و شروع به برداشت شن و ماسه کرد و مدعی شد.

پدرش این زمین را به او واگذار کرده و چند نوبت بعد از توقف کارش به ایشان جهت خرید زمین مراجعه نمود، و نهایتاً آقایان الف. ج. و شخص دیگر که گفت داماد است؛ جهت معامله‌امدند و با من بحث واگذاری زمین از ب. به پسرش را مطرح کردند و تأیید کردند که پدر ا. زمین را به او واگذار کرده تا این که الف. مدرکیه عادی به‌امضاء پدرش و شهود و مهر شورای اسلامی روستا ارائه نمود.

آنگاه مبایعه نامه عادی تنظیم گردید و به ایشان گفتم، برای این که مطمئن شوم پدرت هم اطلاع دارد از فروش زمین پدرت هم این قولنامه را امضاء کند. قولنامه را برد، امضاء پدرش را گرفت و به نزد شورای اسلامی رفتیم، آقای م. قولنامه را آورد و مهر و امضاء کرد. و از آن تاریخ بیش از یک سال گذشت.

آقای الف. ج. در تاریخ …… در جلسه دادگاه دفاعاً بیان داشت، صلح نامه‌ای که پدرم کرد، ملاحظه کردم. بابام راضی به فروش زمین بود. بعد که آقای ح. به تعهداتش عمل نکرد، ناراضی شد. چون بابام سکته کرده من قولنامه کردم. قرار بود بعد از سه ماه در محضر بابام معامله شود. آقای ب. ج. در آخرین دفاع بیان داشت؛ زمین از پدرش به او رسیده و شاکی با پسرش توافق کرده و زمین مال من می‌باشد. دوازده سال است، که فلج هستم.

من قادر به تخریب نیستم در ادامه آقای م. ح. در خصوص مهر و امضاء صلح نامه تحقیق به عمل آمد، که نامبرده مورد صلح نامه و امضاء آن را تأیید نمود.

دادگاه در تاریخ …… طی دادنامه شماره ۵۵۳ ضمن محکومیت آقای ب. ج. به دلیل اظهارات متهم و گواهان و این که مبایعه نامه و صلح نامه در حضور عضو شورای اسلامی روستا امضاء و اثرانگشت زده است.

نامبرده را به تحمل سه سال حبس محکوم می‌نماید، و در خصوص شکایت آقای ح. از ب. ج. و الف. ب. دائر بر ایجاد مزاحمت ممانعت و غیره قرار منع پیگرد صادر گردید. و در خصوص شکایت آقای ب. ج. از آقای ح. و فرزندش مبنی بر فروش مال غیر به استناد اظهارات عضو شورای اسلامی حکم به برائت نامبردگان صادر گردید.

لکن در خصوص شکایت آقای ح. از سایر افراد در خصوص تخریب حکمی صادر نگردید، این رأی طی دادنامه شماره ۶٠١ در شعبه دوم محاکم تجدیدنظر تاییدو قطعیت یافت و در اجرای دادنامه آقای ب. ج. در تاریخ …… به زندان منتقل گردید. پزشک زندان در تاریخ …… به دلیل کهولت سن و فلج بودن زندانی درخواست طرح موضوع در پزشکی قانونی را نمود.

لکن آقای غ. ح. در تاریخ …… اعلام گذشت نمود و نهایتاً نامبرده در تاریخ …… از زندان آزاد گردید. ضمناً آقای ب. ج. در تاریخ …… طی دادخواستی تقاضای صدور حکم به بطلان معامله و مجعول بودن سند را نمود. و به کلاسه پرونده ١٧۴٧ پرونده کیفری (صدرالذکر) استناد گردید.

دادرس محترم شعبه اول بدون توجه محتویات پرونده یادشده نامبرده را فاقد سمت در معامله و موضوع دعوی دانسته و قرار عدم استماع دعوى صادر گردید و آقای ح. نیز دادخواستی مبنی بر مطالعه خسارت ناشی از جرم را مسترد نمود.

باتوجه به مراتب و با عنایت به این که؛

اولاً؛ به لحاظ اظهار آقای غ. ح. که مکرراً از مالکیت آقای ب. ج. نامبرده و حتی در زمان معامله، امضاء آقای ب. ج. را ذیل قرارداد را لازم دانسته، معلوم می‌گردد اصل مالکیت نامبرده مورد اذعان ایشان بوده است.

ثانیاً؛ نامبرده اظهار داشت امضاء ب. ج، و قرارداد توسط پسرش ارائه گردید و خود شاهد مهر و امضاء عضو شورای اسلامی و آقای م. نموده است، و این در حالی است، که علی رغم اقرار آقای ح. بر عدم حضور آقای ب. ج. در حین انعقاد قرارداد، موضوع شهادت آقای م. بر درستی امضاء مورد استناد در دادنامه که مخالف اظهارات شاکی می‌باشد، مورد بررسی قرار نگرفت.

ثالثاً؛ امضاء ذیل قرارداد و صلح نامه، اختلاف فاحش داشته و از شخصی که در حال حاضر وکیل دادگستری است و سابقه قضاوت دارد بعید است، که متوجه این موضوع نگردیده باشد. ضمن این که حسب اظهار آقای ب. ج. نامبرده فاقد امضاء بوده و به دلیل فلج بودن نمی‌‌تواند امضاء کند و در هیچ یک از صورت جلسه‌ها یا شکایت و لایحه نیز امضاء ایشان به چشم نمی‌خورد.

رابعاً؛ دادگاه محترم چه در پرونده کیفری یا پرونده حقوقی اقدامی جهت احراز اصالت قرارداد ننموده است و در جلسه دادگاه به اظهارات آقای م. که خود در واقع متهم به تأیید سند جعلی است و در دفاع از خود به اصالت سند شهادت داده، استناد نموده است.

خامساً؛ در توجه به اتهام به متهم همان گونه که شاکی در بدو بیان داشت تخریب توسط وسیله مکانیکی انجام گردیده، که به نظر نمی‌‌رسد آقای ب. ج. قادر به چنین امری باشد، و لذا، در این خصوص آقای ح. از افراد دیگر نیز شاکی گردیده است و علی هذا اقرار ایشان مطابق با واقع نبوده و دادگاه محترم تحقیقی در این خصوص معمول نداشته است و لذا، به نظر می‌رسد دادنامه خلاف بیّن شرع می‌باشد.

ضمن این که محکومیت به سه سال حبس برای پیرمرد هشتاد ساله که مریض و فلج می‌باشد، با اصول منطقی و ر. و ح. و هدف قانون که مبین وضع مجازات به جهت تنبیه و اثرگذاری آن در جامعه است. همچنین با توجه به انگیزه مرتکب که در جهت دفاع از مال خود بوده مطابق نمی‌‌باشد. خلاف محرز منویات ریاست محترم قوه قضائیه در جهت اعمال مجازات غیر حبس و حبس زدائی می‌باشد.

علی هذا جهت هرگونه اقدام مقتضی مراتب به استحضار می‌رسد. ضمناً تصاویر برخی از صفحات و مدارک مربوط پیوست می‌باشد.

باکمال احترام

نام و نام خانوادگی

امضاء

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *