لایحه دفاعیه در پرونده و کارگری به دیوان عدالت اداری

جستجو
آنچه در این مقاله خواهید خواند
شبکه های اجتماعی
لایحه دفاعیه در پرونده و کارگری به دیوان عدالت اداری

لایحه دفاعیه در پرونده و کارگری به دیوان عدالت اداری در حوزه وظایف اداره کار می باشد و امور مربوطه در حوزه کاری، به اداره مذکور ارجاع داده می شود. از آن جایی که کارگران و موضوعات مربوط به آن ها تاثیر مستقیمی بر روی اقتصاد کشور دارد، از این رو دولت برای حفظ حقوق این قشر محترم و همچنین سلامت اقتصاد کشور، اقدام به ایجاد چندین مرجع قانونی در این زمینه نموده است. اداره کار نیز یکی از این ادارات می باشد. اختلافات مورد بررسی در این سازمان شامل امور مربوط به اشتغال، بیمه تامین اجتماعی، تنظیم قرارداد های استخدامی و حوادث ناشی از کار خواهد بود.

لایحه دفاعیه در پرونده و کارگری به دیوان عدالت اداری

بسمه تعالی تاریخ: ……..
ریاست محترم دیوان عدالت اداری
سلام علیکم؛
احتراماً باستحضار می‌رساند: حرف دل این حقیر این است:

اینجانب ……………………………… از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۸۴ در شرکت پدرام مشغول بکار بوده‌ام. از شما عالی مقامان می‌خواهم که به خواسته من رسیدگی کنید. من از سال ۱۳۷۴ که مشغول به کار بوده‌ام همیشه کار کرده بودم و من هیچ اطلاعی از قانون کار نداشتم که چگونه باید رفتار کنم شرکت از رفتار من سوء استفاده کرد.

به مـن می‌گفتند که شما را بیمه می‌کنیم و حقوق شمارا خوب می‌دهیم هر موقع که از بیمه یا حقوق حرف گفته می‌شد می‌گفتند که حساب می‌کنیم شب و روز من را نگه می‌داشتند که کارهایشان را انجام بدهم و اصلاً ساعت کاری مشخص نبود از ۷ صبح‌الی ۱۲ شب ۱ شب و…. هر موقع که کار داشتند مرا نگه می‌داشتند حتی من یک هفته داخل شرکت شب و روز پشت سرهم داخل کارخانه کار کردم که همه شاهد هستند و خصوصاً نگهبان شرکت.

من واقعاً نمی‌دانستم که اینها دروغگو هستند حتی روزی که عیدی می‌خواستند بدهند کاغذ سفید می‌گذاشتند که امضاء کنیم ولی در توی کارگرها من فقط امضاء نمی‌کردم چون عیدی کم می‌دادند حتی اضافه کاری را هم حساب نمی‌کردند.ن

از این وضع خسته شدم حتی از روی دستگاه اینها افتاده شد‌ه‌ام، که اینها حتی همان زمان حقوق مرا حساب نکردند و بیمه من را هم رد نکردند. نه مرخصی و نه پاداش و چیزی که مربوط به اداره کار بود نمی‌دادند. حتی از روزی که با رفتارشان کارگرها را عذاب می‌دهند ولی من به اینها گفته بودم که عیدی و حقوق و بیمه بدهند ولی اعتنا نمی‌کردند.

می‌گفتند که برو هرکاری می‌خواهی بکن. چون که با اداره بیمه دست داشتند هر موقع اداره بیمه می‌آمد کارگرها را مخفی می‌کردند و تنها من بودم که امضاء می‌کردم بار ماشینهایشان را از کمپوت و رب پر می‌کردند کارهای خودشان را فصلی رد می‌کردند.که همیشه کار را داشتند و فصلی نبودند حتی به من تهمت زدند و وقتی به اداره کار شکایت کردم؛ اداره کار می‌گوید که حرف شما بجایی نمی‌رسد. به چه علت که نمی‌رسد؟ ولی من از قانون چیزی نمی‌دانم.

روزی که اداره کار این مبلغ را نوشته بودند گفتم که اعتراض دارم و حل اختلاف همه می‌گفتند که همین را بگیر چون حرفت بجایی نمی‌رسد چرا؟ مگر کارگر حرفش نمی‌رسد؟ پس مشخص می‌شود که اینها همه با کارخانجات هماهنگی دارند وگرنه چرا جواب ما را نمی¬دهند؟ من که نمی‌خواهم از حق آنها بخورم، می‌خواهم حق ۱۱ سال کارم را بگیرم آیا کار بدی انجام داده‌ام که می‌خواهم حق خودمان را بگیرم؟

می‌گویند حرف شما نمی‌رسد اگر اینطور است چرا این همه اداره¬جات باز کرده‌اید؟ بگذارید این گرگها تمام حق آدم¬های مستضعف را بخورند تا آنها برای خودشان سرمایه بیشتر جمع کنند. اگر قانونی است باید برای همه باشد؛ چه ثروتمند و چه غیر حالا شما را به خدا به طبقه کارگر بیشتر رسیدگی شود و طبقه کارگر که این همه شاهد دارد، چرا قبول نمی¬کنید؟ اگر می‌دانند دروغ است پس این شاهدها چه هستند؟ اینها که نمرده‌اند همه زنده‌اند. همه شماره دارند و آدرس دارند چه محل کار چه بیرون از کار!

آنهایی که محل کارهستند می‌گویند که ما همه اگر حرفی بزنیم بیرون می‌کنند چون همیشه از این کارگرها امضاء می¬گیرند. خیلی از کارگرها بیسواد هستند و امضاء هم می‌کنند چون که همه مجبور هستند چون همه نمی‌توانند حق خودشان را بگیرند. کسی که از همه چیز سر درمی¬آورد با کسی که هیچ چیزی نمی‌داند، شما مقایسه می¬کنید، پس شما را به ائمه و قرآن قسم می‌دهم که رسیدگی شود. حتی یک روز داخل شرکت ما را هم با لگد و تهمت زدند و وقتی که می‌خواستم شکایت کنم نگذاشتند.

با تقدیم احترام
نام و نام خانوادگی
امضاء

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *