لایحه دفاعیه در پرونده جعل و‌الحاق

جستجو
آنچه در این مقاله خواهید خواند
شبکه های اجتماعی
لایحه دفاعیه در پرونده جعل و‌الحاق

جعل به هر نوع دست بردن و تغییر در سند گفته می شود اعم از الحاق یا حذف کلمه یا عبارتی که معنای سند را تغییر دهد و یا ایجاد سند از ابتدا که بارزترین مصداق جعل سند است. به درج امضاء ذیل یک نوشته هم جعل امضاء گفته می شود.

جرایمی مانند جعل، استفاده از سند مجعول و قلب (ساختن سکه و اسکناس تقلبی) مشابه بوده و در یک دسته بندی جای می گیرد. در ادامه نمونه یک لایحه دفاعیه در پرونده جعل و‌الحاق مورد نگارش قرار گرفته، جهت اطلاع مخاطبان گرامی آورده شده است.

لایحه دفاعیه در پرونده جعل و‌الحاق

بسمه تعالی تاریخ: …………………
بازپرس محترم شعبه ………………… دادسرای عمومی و انقلاب ………………… ………………… شهید ………..
موضوع: پرونده کلاسه ………………………
سلام علیکم؛
احتراماً باستحضار می‌رساند:

اینجانب ……………………………… شاکی پرونده کلاسه فوق هستم که شکایت جعل و‌ الحاق در چک علیه ……………………………… تسلیم نموده‌ام. با پوزش از تصدیع وقت جنابعالی؛ مختصری از روابط خود را با متهم پرونده که جرم مذکور ناشی از آن می‌باشد، توضیح می¬دهم.

سال ۱۳۷۹ من کارگاه کوچک آلومینیوم سازی داشتم که کار می‌کردم که آقای ……………………………… آمد و پیشنهاد شراکت داد و چون قبلاً استاد من و ورشکست شده بود، گفتم بیا و پیش من. شروع به کار کردیم. تمام پولها دست ایشان می¬آمد و من کار می‌کردم.

در حقیقت تمام درآمد در اختیار وی بود و از دست ایشان می¬گذشت و کارمان گرفت و درآمد خوبی داشتیم. وانت و ملک خریداری کردیم ولی ایشان سابقه خوبی بین کسبه و بازاری¬ها نداشتند، ولی این بار ایشان خود را موجه جلوه داده و برای جلب اعتماد من با چهره آراسته جلو آمده بود و خادم ……….. نیز می‌باشد و با بسیج نیز همکاری دارد.

از سال ۸۳ باز مجدداً همان کارهای قبلی را شروع کردند و من با کارهای ایشان کاملاً مخالف بودم که شرح ماجرا بسیار طولانی خواهد بود از توضیح آنها خودداری می‌کنم. مثلاً ۵۰۰ کیلو آلومینیوم را ۱۰۰۰ کیلو صورت داده و مواردی که اندکی از آن در پرونده هم منعکس است.

به همین علت همکاری با وی را قطع و باصطلاح قهر کردم و به شهرستان کیش برای کارگری رفتم که ایشان به من زنگ زدند و گفتند به جان بچه¬هایم دیگر این کارها را ادامه نمی‌دهم. درضمن از سال ۷۹ تا ۸۷ که من با ایشان بودم برای حساب¬های خودمان هم مشکل برمی¬خوردیم و حتی حساب و کتاب من را هم نمی¬داد و من ۲ بار شکایت کردم و مرا گول می¬زد و می‌گفت حساب می¬کنیم. و من هم از شکایت خود صرفنظر می‌کردم.

چندبار به ایشان گفتم اسم کارگاه ما کارگاه آلومینیوم قائم (عج) است چرا با اسم حضرت…… …(عج) تقلب و غش در کار می‌کنی؟ مثلاً یک مورد از شرکت ……….. مبلغ ……….. تومان گرفته بود که به من گفت ……….. تومان گرفته‌ام. و یکبار دیگر به آلومینیوم فروش ……….. تومان داده بود و با من ……….. تومان حساب کرده؛ برای بار چندم به حال قهر از او جدا شدم و گفتم برویم نزد یکی از بزرگترهای اتحادیه و حساب کتاب خود را روشن نماییم که ایشان در جواب من گفت اول برادری¬ات را ثابت کن بعد ادعای میراث بکن.

من اول نفهمیدم که چی گفت بعد چکی از جیبش درآورد (همین چک موضوع پرونده) و گفت تو سهم کارگاه را به من فروخته‌ای من اصلاً ماتم برد. بعداً فهمیدم که چکی که را که به آقای ……….. برای تضمین تخلیه انبارش داده بودم به دست ایشان افتاده و می‌خواهد سوء استفاده کند و حتی سه فقره سفته که به پسر عموی خودم داده بودم و بعد از پرداخت وجه آنها سفته‌ها را از او پس گرفته داخل گاوصندوق گذاشته بودم دست ……….. بود و او گفت زمانی کـه مـا کارگاه را خریدیم من از تو سفته گرفتم و چون نتوانستی پرداخت کنی چک تخلیه گرفتم و چون ما قولنامه کارگاه ……….. را بین خودمان نوشته بودیم من رفتم جای آقای ……….. و او هم با من همکاری نکرد و طرف ……….. را داشت و قولنامه را به من نداد.

در حالیکه آقای ……….. چند وقت قبل از من بابت ……….. تومان بدهکاری امضاء گرفته بود ولی متأسفانه قولنامه را مخفی کرده و به من نداد درضمن من ۲ بار کارگاه آقای ……….. را اجاره کردم که یکبار برای تخلیه بیست میلیون تومان چک بانک صادرات دادم و یکبار ۲۰ میلیون تومان حواله تعاونی اعتبار قرض‌الحسنه دادم و چون هر دو قولنامه‌ها داخل گاوصندوق بود و کلید دست آقای ……….. بود و او قولنامه دوم را به دادگاه آورد و گفت قرارداد اینست.

دفعه اولی که من با مأمور نزد آقای ……….. صاحب ملک رفتیم نامبرده جواب درستی نداد و مأمور خطاب به ایشان گفت: شما چند بار کارگاه به آقای ……….. اجاره داده‌اید؟ و ایشان در جواب گفت نمی‌دانم و حرفهایی از قبیل. اینکه من جانباز هستم و برای این ملک جانباز شده‌ام زد و مغلطه نمود.چکی را که من به آقای ……….. داده بودم دروجه کسی نوشته نبود. چون ایشان گفتند که من به ……….. اعتماد ندارم و چک نبایستی دروجه کسی باشد و باید حالت چک روز را داشته باشد.

بعد از سه سال چک تضمین تخلیه مذکور در دست ……….. پیدا شد و او چک را دست برده و در وجه خودش نوشته که از وی خیانت در امانت شکایت کردم. متأسفانه به اظهارات بحق من توجهی نشد و قرار منع تعقیب صادر گردید. در حالیکه چک واقعاً امانی و بابت تضمین تخلیه بود. ناچاراً در این پرونده شکایت جعل و‌ الحاق نموده‌ام. ……….. بار اول اظهار داشت خط من نیست و من روی چک دست نبرده‌ام ولی در نوبت دوم گفت من نوشتم ولی با اطلاع و اجازه ……….. که شما بازپرس محترم ازوی سئوال نمودید، درچه تاریخی آن را نوشته‌ای؟ که ایشان گفتند همان لحظه و دقیقه صدور چک و من جواباً گفتم چون چک دست آقای ……….. امانت بوده.

برای تعیین زمان‌الحاق مـورد بـه کارشناس خط ارجاع شود که پاسخ کارشناس خط نگاری هم مغایرت زمان‌الحاق را با زمان صدور چک تأیید ‌نمود. متهم به نظریه کارشناس اعتراض نمود که هیئت کارشناسان به علت کثیف بودن چک و اینکه مدت زیادی از زمان صدور آن گذشته و شرایط نگهداری آن نامناسب بوده از اظهار نظر خودداری کردند.

بازپرس محترم، بشرحی که عرض شد این شخص تمام زندگی مرا تباه نموده و مرا به فقر و فلاکت انداخته است و این پرونده قسمت اندکی از مصائبی است که نامبرده به سر من آورده است. استدعای عاجزانه دارم با دقت در پرونده اتخاذ تصمیم فرمایند، تا انشاءا… حق به حقدار برسد.

با تقدیم احترام
نام و نام خانوادگی
امضاء

دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *